چشم پر حسرت من سیر ندیده‌ست تو را ...

عمیق ترین معنای زندگی

Profile Archive Links Posts Designer

تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن

به عشقت راه دریا رو باز هم وارونه برگشتن

تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه

کسی که پای هفت سینت ، یه عمر سیب می چینه

کنار سبزه و سکه ، کنار آب و آینه

تموم لحظه های شب ، سکوتت هفتمین سینه

تو هم درگیر تشویشی ، مثه حالی که من دارم

برای دیدنت امشب، تموم سال بیدارم

جمعه نوزدهم اسفند ۱۴۰۱ | 2:35 | اشکان  | 

سَری دیرُم که سامونِش نِمی بو
غَمی دیرُم که پایانِش نِمی بو
اَگَر باوَر نَداری سویِ مَن آی
بِبین دَردی که دَرمانَش نِمی بو

شجریان

سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۱ | 13:13 | اشکان  | 

یه عالمه خوبی کنم

یه بار بهت بد کنم

بسته میشن اون چشات

چه تکست خوشگلی داشت این موزیک

چه ملودیِ خوبی

من افتخار میکنم به این 10_11 سال عاشقِ تو بودن

🤍 علیزاده 🤍

سه شنبه نهم اسفند ۱۴۰۱ | 13:42 | اشکان  | 

گفتی تو این جاده کسی به غیر من بدون نمیمونه باهات
گفتم دو سه تا پیچو باهات رد کنم خسته میشن اون پاهات
یه عالمه خوبی کنم یه بار بهت بد کنم بسته میشن اون چشات
گفتی تو این پیچ و خما نمیذاری خم به ابروهام بیاد
گفتم از این حرفا پرم تنها شدم از وقتی که یادم میاد
گفتی خودم میام میشم همدمتو همسفر تنهاییات
همسفر خوبی نبودی جاده رو کشوندی به نابودی
اونی که میگفتی نبودی من خطر کردم برات
عمرمو دادم به پات وسط جاده یهو جا موندی

همسفرِ محمد علیزاده امشب اومد بیرون

خدایا شکرت

بمونه به یادگار

🐶🤍

دوشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۱ | 0:23 | اشکان  | 

نخواهی دید جز من،در کسی این سر به راهی را

برای بردن دریا بیاور تنگ ماهی را

جدا کردی مسیر خویش را از من، ولی دستی

به هم پیوند داده انتهای این دو راهی را

مرا می خواهی اما در مقابل شرط هم داری

دوباره زنده کردی دوره ی مشروطه خواهی را

برای دیدنت فرقی ندارد راه و بی راهه

به مقصد می رسانم هر مسیر اشتباهی را

به عشقت هر کسی شاعر شد از میدان به در کردم

زمانی مولوی و این اواخر هم پناهی را.....

شنبه ششم اسفند ۱۴۰۱ | 23:57 | اشکان  | 
About Me

شهری که در نفس هایش

هر چار فصل پاییز است

حتماً هنوز تبریز است؟

هر کس که لهجه اش ابری ست

یا شعر گفتنش ابری ست

حتماً رسول یونان است؟
Designed by : Black Theme