عمیق ترین معنای زندگی
غم تو خجسته بادا که غمیست جاودانی
ندهم چنین غمی را به هزار شادمانی
منم آنکه خدمت تو کنم و نمیتوانم
تویی آنکه چاره من نکنی و می توانی
ناز من،عشق من،از چشم ترم زود مرو
سر و جانم به فدایت ز برم زود مرو
نکنم شکوه که دیر آمدهای در برِ من
لااقل دیر چو آیی به سرم زود مرو
چشم پر حسرت من سیر ندیدهست تو را
بنشین یک دم و از چشم ترم زود مرو